• تاریخ: بهمن ۱۸, ۱۳۹۶
  • شناسه خبر: 26213

موج چهارم نیاز امروز انقلاب است

چگونه بگوییم از کشتار فرصت ها توسط سیاسیون کهنسال خسته شده ایم، آنها پس از چهار دهه عمر انقلاب اسلامی همچنان در مواجهه با بحران ها که اگر این اتفاق ها را بحران تعریف کنیم به طور قابل توجهی غافل گیر شده و مردم را در حسرت ...

به گزارش رصدرودسر،چگونه بگوییم از کشتار فرصت ها توسط سیاسیون کهنسال خسته شده ایم، آنها پس از چهار دهه عمر انقلاب اسلامی همچنان در مواجهه با بحران ها که اگر این اتفاق ها را بحران تعریف کنیم به طور قابل توجهی غافل گیر شده و مردم را در حسرت یک مدیریت درست و برگرفته از روح انقلابی می گذارند.

تمامی گروه های سیاسی که پس از انقلاب در کشور وجود داشتند به یک نحوی در راس مدیریت ایران اسلامی سهیم بوده و همه آنها نتوانستند هماننده مردم در عرصه های مختلف حامی انقلاب بوده و در انجام وظایف مدیریتی خود موفق باشند. البته کسی منکر اتفاق های خوب و پیشرفت های علمی و اجتماعی کشور نمی شود ولی به طور یقین با وجود ظرفیت نیروی انسانی که در کشور وجود دارد جایگاه ایران در تمامی عرصه باید چیزی بالا از وضعیت موجود باشد.

ندادن هزینه و قبول نکردن مسئولیت موجب می شود که صدای جدید در عرصه سیاست شنیده نشود و زحمت خدمت همیشه به دوش مدیران کهنسال و با دلی جوان باشد. رهبر معظم انقلاب همیشه به مسئولین توصیه می کنند اعتماد به نسل جوان کشور می تواند راهگشای وضعیت موجود باشد.

البته هیچ گروهی در کشور پس از پایان دولتی که خود از اصلی ترین حامی های آنها هستند مسئولیت عملکردشان را به دوش نگرفته و با باز بودن باب انتقاد همه شروع به حرف زدن میکنیم این قدر در روزنامه های خود حرف می زنیم که بلاخره سر نخ مشکلات گم شود و با یک حرکت مویرگی و انتخاب یک رنگ جدید دوباره وارد عرصه انتخابات شویم.

جبهه اول نیروی های به اصلاح چپ (اصلاح طلب) در دولت های خاتمی و روحانی به قدرت رسیدن و همواره خود نسبت به مردم از شرایط موجود کشور منتقدتر هستند و با یک چهره اپوزیسیونی یک صدا در پایان عمر دولت شعار (نگذاشتند کار کنیم) سر می دهند و با یک قیافه مظلوم هرگز مسئولیت فعالیت های اشتباه خود را به دوش نمی گیرند.دوباره تکرار می کنم کسی منکر عملکرد مثبت و شاخص های مطلوب در این دولت ها نمی شود.

جبهه دوم نیروی راست(اصولگرایان) که در دولت اول هاشمی و دولت احمدی نژاد به قدرت رسیدن . آنها عملکرد خود را به نظر رهبری نزدیکتر می دانستند ولی مثال های بسیاری در نقض این ادعا می توان برشمرد. شاید در هر دو گروه شناخته شده سیاسی افراد زیادی به فرمایشات رهبری ارادت داشتند و انها را فصل الخطاب دانسته ولی ملاک حال روز افراد است.

اگر بخواهیم منصف باشیم  عملکرد دولت احمدی نژاد در دور اول قابل دفاع بوده و می توان آن را در عرصه های مختلف برشمرد ولی کمتر اصولگرایی دولت دوم و اتفاق های عجیبی که در آن رخ داد را دفاع خواهد کرد.

جبهه سوم را نیز می توان در بدنه و بخشی از مدیریت دولت احمدی نژاد جستجو کرد.افرادی گمنامی که عرصه های سیاسی زیاد شناخته شده نبوده و مردم نیز که از عملکرد هر دو جناح سیاسی خسته شده بودند و امید را در چهره های جدید و همرنگتر با سیل عظیم جامعه می دیدند ولی آنها نیز در آزمون قدرت نمره قبولی نگرفتند.

عملکرد بد احمدی نژاد در دولت دهم امید را در جریان های سوم کشت و راه را برای ورود نیروی های تازه نفس با روحیه انقلابی بست. نسلی که با ایمان مصمم و کسب تجربه از شکست های گذشته می خواست خود را برای مدیریت نسل جدید آماده کند، ولی راهی برای نفوذ به بدنه مدیریتی کشور پیدا نکرد و دوباره منزوی شد.

البته مشکل مهم را می توان در این دید که همه دولت ها از نظر آماری گویا در اول دولت  ایران زمان قاجار را تحویل می گیرند و در پایان ایرانی در حد پنج قدرت صنعتی دنیا را تحویل آیندگان می دهند. فرصت سوزی و نبود زمان با وجود فشار های متعدد داخلی و خارجی اصلی ترین گناه مسئولین خسته امروز است که نمی گذارد نسل جوان کشور وارد عرصه مدیریت شود. باید به مدیران کهنسال کشور گفت باور کنید  با بدبینانه ترین تفکر نیز شرایط کشور از وضعیت فعلی بدتر نخواهد شد.

امروز افراد تحصیل کرده بسیاری با گرایش های کم رنگ هر دو جناح سیاسی در کشور وجود دارند که خدمت به مردم را از حفظ منافع حزبی بالاتر داسنته و می توانند در عرصه های مختلف کشور را با شتاب بسیار بیشتری به سند ۱۴۰۴ نزدیکتر کنند. مشکل این افراد نبود اقبال عمومی در زمان های انتخابات است و به نظر می رسد اگر بخواهیم از چالش مدیران کهنسال خارج شویم باید مردم به مدیران جوان برای ورود به حوزه های مدیریتی کشور اعتماد کنند.

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست