• تاریخ: فوریه 25, 2016
  • شناسه خبر: 17490

کنش صحیح جبهه انقلاب در انتخابات ۷ اسفند

امروزه جبهه مؤمن به انقلاب اسلامی طیف متنوعی از گرایش ها و سلایق را شامل می شود که دارای یک سری اصول ثابت هستند. معنای وحدت گرایی و جلوگیری از تفرقه و تزلزل این نیست که تمام خواسته های حداکثری یک نگاه و سلیقه می بایست تأ ...

به گزارش رصدرودسر به نقل از برهان/ حمیدرضا شاه نظری؛ با نزدیکتر شدن به انتخابات پیش رو بازار شبهه پراکنی ها و تلاش ها برای عدم توفیق جبهه انقلابی در انتخابات و پیروزی جریان خوشبین به غرب داغ تر می شود. در این بین تلاش هایی که از سوی جبهه مخالف انقلاب در این موضوع می شود با شبهاتی که از طرف برخی جریانات و افراد حزب اللهی می شود تکمیل می گردد و این موضوع می تواند در صورت عدم دقت و هوشمندی علاقمندان جبهه انقلاب، نتایج نامطلوبی بر جای گذارد. در این یادداشت تلاش می گردد تا منطق لزوم رأی دادن به صورت یکپارچه به لیست ائتلاف اصولگرایان تبیین گردیده و به طور ضمنی به برخی شبهات و اشکالات طرح شده پاسخ داده شود.
اهمیت انتخابات پیش رو از ابعاد راهبردی و گفتمانی:
انقلاب اسلامی به دلیل ماهیتی که دارد همواره در رأس برنامه های نظام جهانی برای دشمنی قرار داشته و دائماً موضوع طرح ها و برنامه های اتاق های فکر غربی بوده است. به همین علت شرایط را برای انقلاب اسلامی می توان همواره حساس دانست. ضمناً دشمنان انقلاب اسلامی به سبب کسب تجربه و شناخت راه های بهتر دشمنی و نفوذ، دائماً برنامه های پیچیده تر و حساب شده تری را برای مقابله و ضربه زدن به انقلاب طراحی و اجرا می کنند. با این حال در وضعیت فعلی، تقابل انقلاب اسلامی و دشمنانش به یک نقطه جوشی رسیده است که در صورت عملکرد هوشمندانه، انقلاب اسلامی به یک وضعیت و تراز جدید در معادلات جهانی دست خواهد یافت و در صورت عملکرد ضعیف می توان آسیب ها و مخاطرات زیادی برای آن متصور بود. به یک معنا اشاره مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه در شرایط یک پیچ تاریخی قرار داریم ناظر به همین معنا است.
اهمیت راهبردی انتخابات پیش رو که بسیار واضح و روشن است، ناظر بر نقش آفرینی و اثرگذاری انقلاب اسلامی در معادلات میدانی و سیاسی منطقه است. موضوعی که به دلیل ناتوانی نظام سلطه برای مهار آن، ناگزیر از پاسخ دادن به آن در معادلات داخلی ایران و تلاش برای به قدرت رساندن جریان بریده از انقلاب است. تلاش آمریکایی ها و انگلیسی ها برای پیروزی میانه روهای تعامل گرا ناظر به همین واقعیت و در جهت تلاش برای مهار ایران و تغییر رفتار آن است. در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هیچ گاه انتخابات خبرگان رهبری به این شدت مورد توجه نبوده و جریان کدخداپذیر و اربابان آن هیچگاه اینقدر به آن توجه نداشته اند. همین توجه غیرعادی نشان دهنده اهمیت مضاعف شرایط کنونی و لزوم هوشمندی و توجه به آن است. آنچه مسلم است، جریان کدخداپذیر در تلاش است تا با پیروزی در انتخابات مجلس شورای اسلامی و به دست آوردن یک طیف هوادار پر قدرت در مجلس خبرگان، اهداف شوم خود را پیگیری نماید. موضوعی که چهره های و سران این جریان از بیان علنی آن هیچ ابایی ندارند و به صراحت از اهداف شوم خود سخن می گویند.
توجه لازم به الزامات وحدت گرایی:
امروزه جبهه مؤمن به انقلاب اسلامی طیف متنوعی از گرایش ها و سلایق را شامل می شود که دارای یک سری اصول ثابت هستند. معنای وحدت گرایی و جلوگیری از تفرقه و تزلزل این نیست که تمام خواسته های حداکثری یک نگاه و سلیقه می بایست تأمین گردد و بقیه به آن عمل کنند، بلکه به این معنا است که طرفین با وفاق بر روی اصول اساسی تا آنجا که امکان دارد نسبت به فرعیات و غیر ضروریات در برابر هم متصل نباشند تا بتوانند به وحدت برسند. به همین دلیل کسانی که لیست واحد را تهیه کرده اند لزوماً در پی تحقق خواسته های یک جریان و گروه نبوده اند و یا تمام گروه های مشارکت کننده الزاماً به تمام خواسته های خود به صورت حداکثری نرسیده اند. به عبارتی دیگر این لیست علی رغم تمام ملاحظات گروه های اصولگرا، نتیجه ممکنی بوده است که حاصل شده و نتیجه تلاش های دو ساله برای ایجاد یکدلی و وحدت بوده است. از این زاویه تلاش برای نادیده گرفتن این زحمات و روانه کردن انتقادات به سمت این تلاش مبارک، عاقلانه و منصفانه نیست. در عرصه تعاملات سیاسی و شرایط حصول اجماع در بین جبهه اصولگرایی، ملاحظات و مسائل زیادی وجود دارد که مدنظر تهیه کنندگان لیست قرار داشته و بر اساس آن ها اقدام به تهیه لیست کرده اند. این ملاحظات و مسائل قطعاً از طرف افرادی که در این فرآیند حضور نداشته اند به طور کامل قابل فهم و درک نیست و همین مسأله می تواند سبب کوته بینی و ایجاد مشکلاتی در تحلیل افراد گردد.
اعتبار و حجیت نخبگان سیاسی انقلابی با سابقه روشن:
مهمترین منطق موجود در رهنمود مقام معظم رهبری برای رأی دادن به صورت لیستی، اعتماد به خواص و شخصیت های سیاسی انقلابی، متدین و آگاهی است که درد دین و انقلاب دارند و برای تهیه لیست، مصالح کشور و انقلاب را مد نظر قرار می دهند. متأسفانه با تلاش های مشکوکی که توسط برخی جریانات منحرف و یا جاهل طی سالیان گذشته در جبهه انقلاب اسلامی صورت گرفته است، در بین جریان حزب اللهی و به خصوص در قشر جوان آن، نگرش منفی نسبت به گروه های مرجع و یا شخصیت های انقلابی دلسوز به وجود آمده است. در واقع این جریانات و گروه ها با هدفی کاملاً تخریبی برای اثبات خود و کارآمد نمودن رویکرد پوپولیستی خود، با طرح مسائلی درست و غلط به مطرح کردن و برجسته کردن برخی اشکالات و یا ساختن انگاره هایی نادرست پرداختند و از این رهگذر تمام توان خود را برای تخریب چهره ها و شخصیت های مرجع انقلابی به کار بردند. این راهبرد به این هدف انجام می گرفت که با خدشه دار کردن این شخصیت ها، جریان حزب اللهی و بدنه اصولگرا به یک جریان سرگردان بی سر تبدیل می شود که می توان آن را با اتخاذ رویکرد پوپولیستی به هر سو کشاند و با گرفتن ژست های انقلابی، آن را با خود همراه کرد.
سخنان اخیر مقام معظم رهبری به نوعی ترمیم این آسیب وارد شده به جریان انقلابی است و بر حجیت و اعتبار شخصیت های انقلابی آزمون پس داده و با سابقه روشن تأکید می کند. در این بین تلاش ها برای محدود کردن این حجیت به افراد عامی و غیر نخبه از سوی عده ای نخبه پندار که در ایجاد این شرایط نقش آفرینی کرده اند جای تأسف و تأمل دارد. استدلالی که می شود این است که این سخنان خطاب به عامه مردم بوده و نخبگانی چون ما که می توانیم اطلاع کسب کنیم، نیاز به رأی دادن لیستی نداریم و بنا بر شناخت خود عمل خواهیم کرد.
این استدلال ها در حالی بیان می شود که مقام معظم رهبری به عنوان مطلع ترین و آگاه ترین شخص کشور که دارای ابزارهای مختلف برای کسب شناخت و اطلاع نیز هستند، اعلام می کنند که با اینکه برخی اعضای لیست را نمی شناسند، ولی به دلیل اعتمادی که به تهیه کنندگان لیست دارند به همه اعضای لیست رأی می دهند. مقام معظم رهبری علاوه بر سخنان اخیری که در آن بر اعتبار لیستی که تهیه کنندگان آن سیاسیون انقلابی و دلسوز انقلابی هستند و حجیت داشتن برای رأی دادن به اینچنین لیستی تأکید کردند، دو سال پیش نیز در هنگام رأی دادن در چهارمین دوره‌ی انتخابات شوراها فرمودند: «من به ۳۱ نفر برای شورای شهر رأی دادم. البتّه بعضی از این حضرات را از نزدیک میشناختم، بعضی را هم نمیشناختم، لکن اعتماد کردم به همین فهرستهایی که پیشنهاد میکنند و میدهند.»
سؤال مهمی که در اینجا مطرح است این است که در جایی که آگاه ترین و مطلع ترین شخصیت همچون مقام معظم رهبری(مدظله العالی) به عنوان ولی فقیه امت اسلامی با این حال که امکان تحقیق و رسیدن به حجیت در مورد تک تک کاندیداها را دارند، به لیست با ویژگی برشمرده اعتماد می کنند، چه عاملی سبب اصرار برخی سوپر حزب اللهی ها است که خود را انقلابی تر و بصیرتر از رهبری دانسته و رأی به لیست را فاقد حجیت می دانند و اعلام می کنند که با وجود لیست تهیه شده توسط افراد ثقه، من می توانم در مورد تک تک افراد به حجیت برسم و تکلیف دارم و باید این کار را بکنم؟! به واقع منطق دیندارتر و بصیرتر بودن از رهبر انقلاب در عدم رأی دادن به لیست، بازی در پازل کیست؟
پرهیز از وارد شدن به بازی مشکوک دوگانه صالح مقبول و اصلح نامقبول:
یکی از تله هایی که بدنه جریان انقلابی در سال های اخیر به آن دچار شده است، افتادن در ورطه و تله مجادله بیهوده و وحدت شکن دوگانه صالح مقبول یا اصلح نامقبول است. دوگانه ای که معلوم نیست نخستین بار از سوی چه کسی طراحی گردیده است ولی آنچه مشخص است این است که این دوگانه ثمری جز ایجاد اختلاف، زیر سؤال رفتن وحدت و فرصت سوزی های بسیار نداشته و برآیند آن به نفع جریانات زاویه دار با انقلاب بوده است. مستمسکان به این دوگانه در شرایط فعلی با طرح این که چرا افراد اصلح نامقبول خارج از لیست و به جای آن افراد صالح مقبول در لیست قرار گرفته اند؟
نتیجه طرح این سؤال توسط مدعیان آن، تکه پاره کردن لیست واحد با حذف افراد صالح مقبول و جایگزینی افراد اصلح نامقبول در لیست است. منطق این افراد مبتنی بر این است که بر اساس سخنان گذشته رهبری و امام(ره) ما می بایستی به اصلح رأی دهیم. امری که «دیکتاتوری لیست ها» اجازه آن را نمی دهد و با طرح «حساسیت برهه کنونی» به دنبال به قدرت رساندن افراد قدرت طلب اصولگرا و حذف نیروهای اصلح انقلابی است.
در پاسخ به این استدلال و طرح دوگانه بلاوجه مورد اشاره می توان گفت که اساساً معیار و متر این افراد برای شناخت افراد اصلح چیست؟ بررسی استدلال این افراد نشان می دهد برای مثال مهمترین معیار شناخت اصلح از طرف این دوستان موضوعی مثل رأی دادن به برجام و یا عدم رأی دادن به آن در مجلس است. در برابر این منطق می توان گفت که چه کسی این معیار را وضع کرده و به آن اعتبار داده است؟ در حالی که مثلاً می توان معیارهای مهم تر دیگری برای شناخت اصلح مدنظر داشت که از نظر عده ای دیگر اهمیت بالاتری برای احراز اصلحیت افراد دارد. به طور مثال کتمان انحراف عقیدتی و فکری موجود در حلقه درجه یک آقای احمدی نژاد از سوی یکی از مهمترین افرادی که به عنوان اصلح خارج از لیست معرفی می گردد و نزدیکی وی به این حلقه، می تواند به عنوان یکی از مهمترین معیارهای احراز اصلحیت معرفی گردد. به عبارت دیگر نگارنده معتقد است که در مورد شناخت صالح و اصلح، افراد ممکن است نظرات و معیارهای متفاوتی داشته باشند و بنا بر معیار منتقدین لیست واحد نمی توان گفت که آقای ایکس که در لیست قرار نگرفته اصلحی است که نادیده گرفته شده است. خلاصه سخن این که اساساً بازی در پازل دوگانه صالح مقبول و اصلح نامقبول یک بازی و مجادله بیهوده است و بیشتر به یک بهانه می ماند که نزدیکان و دلبستگان به برخی از افراد در لیست قرار نگرفته به آن می پردازند و برآیند نهایی آن به ضرر جبهه مؤمن انقلاب اسلامی است.
نگاه جبهه ای به صحنه انتخابات و اهمیت شرایط کنونی منازعه با دشمن:
در شرایط کنونی انتخابات در ایران به دلیل ماهیت کاملاً مردمسالار نظام اسلامی و برنامه ریزی نظام سلطه برای نفوذ، صحنه تقابل جدی دو جریان متضاد است. موضوعی که در نظام های ظاهراً دمکراتیک غربی به هیچ وجه امکان وقوع نمی یابد و به همین سبب انتخابات در این نظام ها یک رقابت داخلی و غیر بنیادین بین دو گروه با ارزش های کاملاً مشترک است. با این حال انتخابات پیش رو بیش از همیشه به صورتی کاملاً آشکار به صحنه تقابل دو نوع نگاه و دو نوع تفکر کاملاً متضاد و متباین تبدیل گشته است. از یک سو جریان انقلابی معتقد به گفتمان انقلاب اسلامی قرار دارد و در سوی دیگر جریان کدخداپذیر غرب گرا که سرسپرده کامل غرب بوده و هیچ باوری به انقلاب اسلامی و ظرفیت های برآمده از آن ندارد. اینکه صحنه انتخابات یک صحنه تقابل جریانی و گفتمانی است به ظرافت در سخنان اخیر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) نیز آمده است. ایشان در دیدار اخیر با مردم قم به اینکه مردم چطور به نامزد‌ها برای انتخابات اعتماد کنند، در حالی که همه آن‌ها را نمی‌شناسند پرداختند و فرمودند:
«به نظر بنده اینجور می‌رسد که چون یکایک افراد را ممکن است نشناسیم -خود بنده هم وقتی این فهرست‌ها را می‌آورند که بیایم رأی بدهم، بعضی از آدم‌های این فهرست‌ها را نمی‌شناسم اما اعتماد می‌کنم به آن کسانی که {این‌ها را} معرفی‌کرده‌اند و نگاه می‌کنم ببینم آن کسانی که این فهرست را معرفی کرده‌اند چه کسانی هستند؛ اگر دیدم این‌ها آدم‌های متدین، مؤمن و انقلابی هستند، به حرفشان اعتماد می‌کنم و به {فهرست} آن‌ها رأی می‌دهم؛ اگر دیدم نه، کسانی که این فهرست را داده‌اند کسانی هستند که به مسائل انقلاب، به مسائل دین، به مسائل اســتقلال کشور خیلی اهمیت نمی‌دهند، دلشان دنبال حرف آمریکا و غیر آمریکا است، به حرفشان اعتماد نمی‌کنم…»
ایشان در این سخنان صراحتاٌ به این مطلب اشاره می کنند که فهرست هایی در انتخابات شکل می گیرد که تهیه کنندگان آن افراد انقلابی و متدین هستند و یا افرادی هستند که بی اهمیت به مسائل انقلاب و دین و استقلال کشور بوده و دلشان دنبال حذف آمریکا و امثال آن است. این سخنان به وضوح نشان می دهد که در صحنه انتخابات پیش رو و به خصوص در تهیه لیست های انتخاباتی اراده های انقلابی و اراده های دلداده به آمریکا نقش آفرین هستند. این سخنان در کنار هشدارهای فراوان ایشان در طی چند ماه اخیر نسبت به موضوع «نفوذ»، نشان دهنده اراده هایی است که در تلاش است تا با استفاده از نردبان مردم سالاری در جمهوری اسلامی ایران به ارکان تصمیم سازی و تصمیم گیری آن رخنه نموده و اهداف شوم خود را پیگیری نمایند.
فهم اهمیت انتخابات پیش رو از منظر مورد اشاره، موضوع چندان پیچیده ای نیست، ولی متأسفانه جریان کوچکی در بین حزب الله به دنبال زیر سؤال بردن آن و مستمسک دانستن آن از سوی سیاسیون اصولگرا برای تحمیل لیست واحد به بدنه است. به کار بردن تعابیری همچون «دیکتاتوری لیست ها» برای تخریب لیست واحد با طرح بهانه بودن گزاره “اهمیت همیشگی برهه حساس کنونی” از طرف سیاسیون اصولگرا برای کسب قدرت، نتیجه ای جز تخدیر جریان حزب اللهی و غافل شدن از تلاش های جبهه مقابل است که نتیجه ای بهتر از انتخابات سال ۹۲ عاید جبهه انقلاب نخواهد کرد.
وسیع دیدن دایره انقلاب اسلامی و پرهیز از تنگ نظری و «خلوص گرایی»:
خارج کردن برخی شخصیت های سیاسی از دایره انقلاب به بهانه های مختلف در حالی که این افراد سال ها سابقه فعالیت در جبهه انقلاب اسلامی را دارند، خلاف مشی امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری بوده و نتیجه آن وحدت شکنی و تنگ شدن جبهه انقلاب اسلامی است. مقام معظم رهبری در دیدار ماه رمضان خود با تشکلهای دانشجویی در سال ۱۳۸۹ در پاسخ به سؤال دانشجویی که در خصوص چگونگی جمع بین دو اصل «خلوص» و «وحدت» ابهام داشت فرمودند: «سؤال دیگر این است که بعضیها می گویند وحدت، بعضیها میگویند خلوص؛ شما چه می گوئید؟ من می گویم هر دو. خلوص که شما مطرح میکنید که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عده‌ای را که ناخالصی دارند، از دائره خارج کنیم چیزی نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجوری حاصل نمی شود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم. در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابىّ‌بن‌کعب بود، عمار بود، کی بود، کی بود؛ اینها درجه‌ی اول و خالص‌ترینها بودند؛ عده‌ای دیگر از اینها یک مقداری متوسطتر بودند؛ یک عده‌ای بودند که گاهی اوقات پیغمبر حتّی به اینها تشر هم میزد. اگر فرض کنید پیغمبر در همان جامعه‌ی چند هزار نفری که کار خالص‌سازی خیلی آسانتر بود از یک جامعه‌ی هفتاد میلیونی کشور ما می خواست خالص‌سازی کند، چه کار می کرد؟ چی برایش می ماند؟ آن که یک گناهی کرده، باید می رفت؛ آن که یک تشری شنفته، باید می رفت؛ آن که در یک وقتی که نباید از پیغمبر اجازه‌ی مرخصی بگیرد، اجازه‌ی مرخصی گرفته، باید می رفت؛ آن که زکاتش را یک خرده دیر داده، باید می رفت؛ خوب، کسی نمی‌ماند. امروز هم همین جور است. اینجوری نیست که شما بیائید افراد ضعاف‌الایمان را از دائره خارج کنید، به بهانه‌ی اینکه می خواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه می توانید، دائره‌ی خلّصین را توسعه بدهید؛ کاری کنید که افراد خالصی که میتوانند جامعه‌ی شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ی خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه می توانید، در حوزه‌ی نفوذ تشکل خود، برای بالا آوردن میزان خلوصهای فردی و جمعی تلاش کنید؛ که نتیجه‌ی آن، خلوص روزافزون جامعه‌ی شما خواهد شد. راه خالص کردن این است. »
بر اساس بیانات فوق می توان گفت که با یک اشتباه موردی نمی توان یک شخص را از دایره انقلاب اسلامی خارج کرد. این در حالی است که همه انسان ها جایزالخطا هستند و شخصیت های سیاسی عموماً کم و بیش دارای ضعف ها و اشتباهات سیاسی در زندگی خود هستند. در این باره سخنان مقام معظم رهبری به وضوح بر وحدت گرایی تأکید داشته و خلوص گرایی حذفی را رد می کند. ضمن این که واضح و روشن است که تهیه کنندگان لیست ها که بنا بر مطالب بیان شده بر اساس سخنان رهبری می توان به آن ها اعتماد کرد در باره ضعف ها و اشکالاتی که در مورد برخی از چهره های لیست واحد بیان می وشد و به همین دلیل حکم حذف آنها صادر می گردد، اگاه تر از مدعیان خلوص گرایی و حذف گرایی هستند و بر فرض درست بودن نقد وارده بر این افراد، حتماً گنجاندن آنها در لیست به دلیل ملاحظات و مصالحی بوده که ما از آن بی خبریم و نیازی به آشکار شدن آنها بر ما نیست و می توان با اعتماد به این افراد از این ایرادات عبور کرد.
جمع بندی:
با توجه به مباحث بیان شده می توان گفت که در شرایط خطیری به سر می بریم که نتیجه اشتباهات و توهمات تفرقه افکنانه در انتخابات سال ۹۲ بود، به گونه ای که مقام معظم رهبری هیچگاه به این شدت بارها از نفوذ صحبت نکرده و به صراحت لزوم هوشیاری در برابر جریان اسلام آمریکایی که به دنبال کشور فروشی و تحقق اهداف شومی است، را بیان نکرده است. شرایطی که در آن هستیم به روشنی نشان می دهد که جریان حزب الله این بار نباید دچار تحلیل غلط شود و به آدرس های اشتباه و جهت دهی شده ای که پازل دشمن را تکمیل کرده و با کوته بینی و تحجر سیاسی و یا با سوء نیت و با هدف شکست جبهه انقلاب طراحی شده است، وقعی بنهد. تجربه تلخ انتخابات سال ۹۲ در جلوی چشمان جبهه انقلاب است. در سال ۹۲ در حالی که در انتخابات همزمان شورای شهر در کشور ۶۰ درصد آراء از آن جبهه اصولگرایی گردید و جناح رقیب حائز ۱۷ درصد آرا شد، در انتخابات ریاست جمهوری با وحدت شکنی ناشی از غرور و ضعف در تحلیل زمینه به قدرت رسیدن کدخداپذیران غرب گرا را فراهم کرد. این در حالی بود که در صورت ایجاد وحدت جبهه اصولگرا امکان پیروزی این جبهه بسیار بالا بود و این سخن که در هر صورت جمع آرای کاندیداهای اصولگرا کمتر از حریف بود، سخنی عوامانه و غیر علمی است، چه اینکه نتیجه حاصل از بی تدبیری و وحدت شکنی نمی تواند ملاک قضاوت در این موضوع باشد و این امری بدیهی است که موج سازی و جریان سازی ناشی از وحدت می توانست نتیجه دیگری را رقم بزند. همچنان که عمل به وحدت برای حریف کارساز شد و نتیجه را به نفع او تغییر داد. از سویی جبهه مؤمن به انقلاب اسلامی می بایست به سخنان اخیر و هشدارهای مکرر رهبر معظم انقلاب توجه نماید و به جای تعمق و فهم سخنان اخیر ایشان که مبتنی بر یک مابه ازای خارجی موجود در حال حاضر بیان می شود، فریفته جهت دهی های انجام شده ای نگردند که به برخی از سخنان سال ها پیش مقام معظم رهبری یا حضرت امام(ره) مبنی بر لزوم شناخت شخصی اصلح اشاره می کند که این سخنان هیچ منافاتی با رهنمود اخیر رهبر معظم انقلاب و بحث های ارائه شده در این یادداشت ندارد.*

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست